شیخ  محمودشبستری

شیخ محمود شبستری » گلشن راز
 
انا الحق کشف اسرار است مطلق

جز از حق کیست تا گوید انا الحق

همه ذرات عالم همچو منصور

تو خواهی مست گیر و خواه مخمور

در این تسبیح و تحلیلند دائم

بدین معنی همی‌باشند قائم

اگر خواهی که گردد بر تو آسان

«و ان من شیء» را یک ره فرو خوان

چو کردی خویشتن را پنبه‌کاری

تو هم حلاج‌وار این دم برآری

برآور پنبهٔ پندارت از گوش

ندای «واحد القهار» بنیوش

ندا می‌آید از حق بر دوامت

چرا گشتی تو موقوف قیامت

درآ در وادی ایمن که ناگاه

درختی گویدت «انی انا الله»

روا باشد انا الحق از درختی

چرا نبود روا از نیک‌بختی

هر آن کس را که اندر دل شکی نیست

یقین داند که هستی جز یکی نیست

انانیت بود حق را سزاوار

که هو غیب است و غایب وهم و پندار

جناب حضرت حق را دویی نیست

در آن حضرت من و ما و تویی نیست

متنی ازکتاب پیامبر از جبران

در بخشی از کتاب پیامبر می‌خوانیم

وقتی که عاشق می‌شوید نگویید که « خداوند در قلب من است»، بلکه بگویید «من در قلب خداوند جا دارم.»

و گمان نکنید که زمام عشق در دست شماست، بلکه این عشق ات که اگر شما را شایسته ببیند حرکت شما را هدایت می‌کند.

عشق را هیچ آرزویی مگر آنکه به ذات خویش در رسد.

اما اگر شما عاشقید و آرزویی می‌جویید،

آرزو کنید که ذوب شوید و همچون جویباری باشید که با شتاب می‌رود و برای شب آواز می‌خواند.

آرزو کنید که رنج بیش از حد مهربان بودن را تجربه کنید.

آرزو کنید که زخم خورده فهم خود از عشق باشید و خون شما به رغبت و شادی بر خاک ریزد.

آرزو کنید سپیده‌دم برخیزید و بال‌های قلب‌تان را بگشایید

و سپاس گویید که یک روز دیگر از حیات عشق به شما عطا شده است.

آرزو کنید هنگام ظهر بیارامید و به وجد و هیجان عشق بیاندیشید،

آرزو کنید که شب هنگام با دلی حق‌شناس و پرسپاس به خانه باز آیید، و به خواب روید، با دعایی در دل برای معشوق و آوازی بر لب در ستایش او.

عسل طبیعی

 

نقاشیهای کودکی.نوستالژی

 

نکته

گندمان قدیم2